ریحانه و اولین عید فطر
-
تاریخ: 1390/6/10 ساعت: 21:14
عزیزم عیدت مبارک این اولین عید ماه رمضونیه که پیش مایی و حضورت رونق بخش زندگی ما شده پارسال تو دل مامانی بودی و امسال تو بغله مامانی امیدوارم که وقتی به سن تکلیف رسیدی بتونی نماز بخونیو روزه بگیری و منم شاهد رشد تو در تمامی مراحل زندگیت باشم
ریحانه و کاغذ A4
-
تاریخ: 1390/6/9 ساعت: 2:33
این مطلب برمیگرده به اوایل ماه رمضون که من ختم قرآن رو شروع کرده بود اون وقتا ریحان عسلی خوابت مثل الان نبود بعداز ظهرها سر وقت میخوابیدی منم از فرصت استفاده میکردمو قرآن میخوندماما اون روز خیلی کار داشتمو تا وقتی ریحانی خواب بودی نتونستم قرآن بخونم واسه همین مجبور شدم اون وقتی که بیداری بخونم اما چ...
ریحانه ومامانی
-
تاریخ: 1390/6/9 ساعت: 2:52
با سلام پریروز90/06/07 یکی از خسته کننده ترین روزای با تو بودن بود ریحان عسلیم هنوز خستگی اون روز از تنم بیرون نرفته عزیزماز وقتی که چهار دست و پا میری من درست و حسابی نمیتونم به کارام برسم یه چند وقتی بود که سبزی واسه درست کردن آش و قورمه سبزیمون تموم شده بود منم که عاشق آش ویتامینه آشم کم شده بودا...
عید فطر
-
تاریخ: 1390/6/8 ساعت: 14:01
خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت خداحافظ ماه شب های نورانی قدر . . . * مسعود سعد سلمان : رسید عید و ز ما ماه روزه کرد گذر وداع باید کردش که کرد رای سفر به ما مقدمه عید فرخجسته رسید براند روزه فرخنده ساقه شکر برفت زود ز نزدیک ما و نی...
ریحانه و ایده جدید باباییش
-
تاریخ: 1390/6/8 ساعت: 12:35
سلام به همه ی دوستان خوبمریحانه خیلی خیلی شلوغ شده کافیه یه لحظه چشم ازش بردارم غیر ممکنه که کار دستم نده پنج شنبه هفته پیش ٩٠/٠٦/٠٣ ریحانه جون واسه اولین بار دست درازی رو هم امتحان کردو میخواست گلی رو از روی میزی برداره که قدش هم نمی رسیدمنم مثل همیشه فقط شاهد بی چون و چرای ماجراهای ریحانه خانمم از...
ریحانه و کادوهای مادر جونی
-
تاریخ: 1390/6/4 ساعت: 15:25
سلام این پست و تقدیم میکنم به مامانم که چه اون موقع که ریحانه هنوز بدنیا نیمده چه الان که بدنیا اومده به فکرمون بوده و همیشه مارو با خریدن اسباب بازی و لباس هم واسه من و شوشو و ریحان عسلی همیشه شرمنده خودش میکنه مامانی دستتون درد نکنه خیلی وقت بود که مادر جون (مادری) ریحان واسش لباس خریده بود و وقت ...
ریحانه و سرگرمی جدیدش
-
تاریخ: 1390/6/3 ساعت: 16:50
سلام من موندم این همه اسباب بازی میذارم جلوت بازی کنی اما دریغ از یه نگاه همه ی سرگرمیت اینه که بری کشو میز تلویزیونو باز کنی و با سی دی های بابایی بازی کنیبابایی نمیدونه که سی دی های برنامه هاش شده اسباب بازیت عزیزم وقتی این پستو ببینه حسابی سوپرایز میشه
ریحانه و ریحان
-
تاریخ: 1390/6/3 ساعت: 14:07
رویای من ریحان و ریحان دنیای من ریحان و ریحان دریای من ریحان و ریحان فریاد من ریحان و ریحان خورشید ماه من ریحان و ریحان چشمون سیاه من ریحان و ریحانتنها بلای من ریحان و ریحان چی بود گناه من ریحان و ریحان شیرین زبون ریحان ابرو کمون ریحان ای مهربون ریحان آرام جون ریحان مجنونمو تنها ریحان و ریحان آواره ...
ریحانه و طرز جدید خوابیدن 1
-
تاریخ: 1390/6/3 ساعت: 1:35
سلامالان یه دو _ سه هفته ایی میشه که وقتی رو پهلو میخوابی بعد از یه ربع تا نیم ساعت از حالت پهلو دمر میشی و بعد میشینی یکم اطرافتو نگاه میکنی و بعداز اون روی شکم میخوابی
ریحانه و کتاب حمام
-
تاریخ: 1390/6/2 ساعت: 15:33
شالاپ ! شولوپ! آب بازیبا فیله شو همبازیفیل به این قشنگی یه توپ داره چه رنگی؟پرنده های آبی می رن با فیله بازی اینجا در حال دست زدن تو آبه
ریحانه و شب های قدر
-
تاریخ: 1390/6/2 ساعت: 13:36
طاعات و عبادات همگی مورد قبول حق ریحانه عزیزم شما هم مثه مامانی این 3 شب و احیاء نگه داشتی تجربه خوبی بود من که میخواستم قرآن بخونم یا دعای جوشن کبیر زودی می اومدی پیش من و میخواستی با کتاب بازی کنی منم باید حوصله میکردمو و با یکم بازی کردن سرتو کلاه میذاشتمو و حواستو با یه اسباب بازی دیگه پرت میکرد...
شب قدر
-
تاریخ: 1390/6/1 ساعت: 22:06
شب قدر است و محتاج دعایم زعمق دل دعایی کن برایم اگر امشب به معشوقت رسیدی خدارا در میان اشک دیدی کمی هم نزد او یادی زما کنکمی هم جای ما اورا صدا کن بگو یا رب فلانی رو سیاه است دو دستش خالی و غرق گناه است بگو یا رب تویی در یای جوشان در این شب رحمتت بر وی بنوشانالتماس دعا
ریحانه و بچه داری از نوع بابایی
-
تاریخ: 1390/6/1 ساعت: 17:12
دیروز90/05/31 که باباییی خونه بود ازش خواهش کردم که حواسش به شما باشه تا من به کارای عقب افتادم برسم همینطور که به کارام میرسیدم صدای باببایی هم میشنیدم که میگفت ریحانی دست نزن -نرو اون طرف بیا اینجا یه نیم ساعتی گذشت بابایی منو صدا زد و گفت بیا ببین چیکار کردم که دیگه ریحانه نمیتونه از جاش تکون بخو...
ریحانه و سجاده
-
تاریخ: 1390/6/1 ساعت: 16:21
سلام کافیه من بخوام چادر نمازم بپوشم و بخوام نماز بخونم من خیلی وقتها وقتی خوابی نمازمو میخونم اما امان از روزی که بیدار باشی و منم نمازم نخونده باشمریحانه مشغول هر کاری هم که باشه زود خودشو به من میرسونه تا با مهر من بازی کنه و نذاره من با توجه کافی نمازمو بخونم یه وقتایی میشه که میری پشت سر من و خ...
ریحانه و ساک حملش
-
تاریخ: 1390/6/2 ساعت: 3:38
سلامعزيزم ببخشيد که نميتونم به روز برات خاطراتتو بنويسم خيلي کنجکاوي من همش دنبالتم که يه وقت جاييت زخمي نشه وقتي هم خوابيدي به کاراي ديگم ميرسماين موضوع بر ميگرده به پريروز1390/05/30 که من داشتم عکساتو از دوربين به کامپيوتر کپي ميکردم شما هم داشتي با ساک وسايلات بازي ميکردي شب قبلش از خونه مادر جون...
شب قدر
-
تاریخ: 1390/5/30 ساعت: 22:16
خدايا امشب زيباترين سرنوشت را براي عزيزي که اين نوشته را ميخواند مقدر کن خدايا بهترين روزگاران را برايش رقم بزن واو را در تماني لحظات در ياب مبادا خسته بيمار افتاده ويا غمگين شود دلش را سرشار از شادي کن و آنچه را که به بهترين بندگانت عطا ميکني به او نيز عطا کن
ریحانه و خواب
-
تاریخ: 1390/5/30 ساعت: 22:17
سلام ريحانه عزيزم الان که دارم اين مطلبو مينويسم شما خوابيدي و الان ساعت 2:48 دقيقه صبح 90/05/30 هستشعزيزم خيلي شيطون شدي از صبح که بيدار ميشي تا شب يکسره مشغول بازي و ورجه وورجه ايي الان هم که خوابيدي به لطف ديفن هيدرامينه تا کوچيکتر بودي شب تا صبح بيدار بودي الان هم که يکم بزرگتر شدي تا دير وقت بي...
ریحانه و baby
-
تاریخ: 1390/5/29 ساعت: 17:10
ریحانه که چند وقتیه یاد گرفته میگه بابا ماما حسابی خودشو تو دل بابایشش جا کرده و هی از طرف باباییش قربون صدقه میره چند وقته پیش که از مهمونی برمی گشتیم مثه روال همیشه من ریحان عسلیو گذاشتم زمین و اسباب بازیهاشو دادم دستش تا بتونم لباسامو در بیارم همینطور که داشت بازی می کرد از خودش صداهای عجیب در می...
ریحانه و لیلة القدر
-
تاریخ: 1390/6/1 ساعت: 22:10
ریحانه عزیزم امسال اولین سالیه که پیشمی البته پارسال بودی اما تو دل مامانی شب قدر، پرارجترین و پررمز و رازترین شبها در گردونه زمان است که قلمها در وصفش می شکنند، زبانها از توصیفش قاصرند و عقل در فهم آن مبهوت و متحیر میماند؛ شبی که به فرموده امام صادق علیهالسلام قلب رمضان به شمار میاید.خدایا شکرت که ...
ریحانه و قندون
-
تاریخ: 1390/5/28 ساعت: 4:02
ریحانه که الان اقتضای سنشه که کنجکاوی میکنه دست به همه چیز میزنه و دوست داره همه چیزو امتحان کنه اینجا با کمک میز تلویزیون داره بلند میشه من تا اونجایی که کار به جای باریک نکشه میذارم ریحانه بازی کنه بعد از این که دیدم هی میشینه و هی خودشواز میز آویزون میکنه بلندش کردم و از اینجا دورش کردم بعد که من...