خرید بک لینک

سلام مامانی

میخوام تو این پست از تنها دایی ات برات بگم که اسمش علی هست و خیلی دوستت داره

وقتی تبریز بودیم همش زنگ میزد و سراغ تو رو میگرفت و میگفت کی میای پیشمون !

وقتیم رسیدم بی یو تا تو رو دید همونطور که گیم بازی میکرد تورو تو بغل گرفت و گیم میزد

شما هم غریبی نکردی فقط متعجب بودی اینجا کجاستو تو بغل کی هستی

این عکس همون لحظه ایه که تو رو دید و ........

ریحان عسلی و دایی علی

پ.ن:میزو میبینید به چه افتضایی در اومده این میز هم میز غذاشه هم میز کرش و گیمش

اینارو ریحانه در گوشم یواشکی گفت منم حرف گوش کن نوشتمنیشخند

دایی علی

اینم دایی خوش تیپ منمژهماچقلب

برچسب: نویسنده: مامانش تاريخ: سه شنبه 3 آبان 1390 ساعت: 1:49

صفحه بندی