
سلام به همه ی دوستای خوبم عیدتون مبارک
این پست رو تقدیم میکنم به خاله ستایش که امسال 9 ساله شده و امروز 23/آبان/90 براشون جشن تکلیف گرفتن
نُه ساله ميشوم من
بــوي بـهـار دارد چادر نماز مادر
در دست هاي او هست يك جا نماز ديگر
ماه قشنگ امشب مهمـان خانة ماست
يك آسمان ستاره در انتظار فرداست
من ميكنم دوباره رخت سفيـد بر تن
چون با طلوع خورشيد نُه ساله ميشوم من
یه روز که داشتم وبلاگ ریحان عسلی رو آپ میکردم نشسته بود کنارم و میگفت کاشکی منم وبلاگ داشتم خیلی دلم میخواست اینقدر وقت داشتم که واسه ستایش هم مینوشتم اما ...
الان که دارم این پستو مینویسم خونه ی مادربزرگمه میدونم که وقتی بیآد و نشونش بدم خیلی خوشحال میشه


جشن عبادت
با چادر سفيدش پروانه ميزند پر
خوشحال مينشيند بر جا نماز مادر
مادر خريده امروز چادر نماز او را
چادر نماز او هست زيبا مثل گل ها
با شمع و دستهاي گل بابا خريده قرآن
بوي گلاب دارد جلد طلايي آن
تا آسمان آبي پروانه ميپرد شاد
جشن عبادت اوست بهبه مباركش باد

ستایش خواهر کوچولو و دوست داشتنیماين روزها فرشتگان آسماني هر روز و شب در حال رفت و آمد از زمين به سوي آسمان و از آسمان به سوي زمينند. پيام تبريك و شادي ميآورند از اين كه به دنياي جديد، دنياي بزرگ ترها و به مرحله تكليف رسيدی بسيار خوشحالم و از صميم دل تبريك و تهنيت می گم

برچسب:
نویسنده: مامانش