خرید بک لینک

دیروز جمعه با مامانمو ستایشو شو شو رفته بودیم کندوان من که تا دیروز با ریحانه بیرون از شهر نرفته بودم چون همش فکر اینکه چطور شیر بدم یا وقتی پی پی کنه چیکار کنم خیلی خیلی بهم خوش گذشت

کندوان خیلی قشنگه مخصوصا آب و هواش هر کی نره جای خوبیو از دست داده

جوجو ریحانه ریحانه رو گذاشتم تو کریرشو دادم تحویل باباش

ریحانه در حال بازی

نمازمونو خوندیم و بابایی میگفت تو این هوا قلیون حال میده و رفتیم به یه کافه تا بابایی قلیونشو niniweblog.com بکشه

ریحانه

این تلو که به سر ریحانه زدم از کندوان خریدم

خواب

ریحانه بعداز یکم بازی کردن شیرشو خوردو خوابید منم ریحان و گذاشتم پیشه شوشو و با مامانم رفتیم واسه گذشت و گذار

ریحان خانم

از کندوان رفتیم به رستوران خاله ستایش هم هلاک ریحانه همین طور که تو عکس میببینید

لبخند

ریحانه خندان http://s1.picofile.com/file/6403691146/girli.gif

ناهار

بدون شرح

دستمال کاغذی

ریحانه هی می اومد طرف دستمال کاغذی منم جعبه رو گذاشتم جلوشو مشغول خوردن چایی شدم غافل از اینکه ریحانه جون دستمالو در میاره و شروع میکنه به خوردن

توپ بازی

ریحانه و توپ بازی با مادر جون

حمام

تا اومدیم خونه مادر جونش ریحانه niniweblog.com رو حمام داد

خندیدن ریحان و

خندیدن

وقتی بابایی اومد خونه کلی با ریحانه بازی کردنو ریحانه هم کلی خوشحال بود

برچسب: نویسنده: مامانش تاريخ: يکشنبه 19 تير 1390 ساعت: 13:38

صفحه بندی