سلام
ریحانی خیلی بلا شدی دلم میخواد بخورمت از بس شیطون شدی وای وقتی شیطنت میکنی همچین قیافه حق به جانبم به خودت می گیری که نگو
الان که دیگه یاد گرفتی میری روی مبل و از اونجا دست می زنی به کلید برق و هی لوستر رو خاموش و روشن میکنی
ریحانه شیطون در حال انجام وظیفه 

دو سه روزه که وقتی پوشکتو عوض می کنم میخوام شلوارتو بپوشونم نمیذاری و همین طور بدون شلوار و فقط با یه شرت تو خونه واسه خودت می گردی
توروخدا ببین مهرو انداختی گردنت و ...

کابینت که دیگه خیلی وقته از دستت در امان نیست
وقتی یخچال رو باز می کنم که چیزی بردارم دیگه بستن تو کار نیست قفل کودک داره یخچال اما تا اونجایی که میشه نمی خوام از قفلش استفاده کنم وقتی یخچال به زور می بندم گریه میکنی و بعد از آشپزخونه میآم بیرون با یه چیزه دیگه سرگرمت میکنم تا الان که این طوری جواب داده
اینجا هم داری با کف گیر ملاقه که پشتت بازی میکنی تا دوربینو روشن کردم که ازت عکس بگیرم اونارو انداختی زمین
می بینی چطوری چشماتو گرد کردی و میآی که دوربینو از دستم بگیری

برچسب:
نویسنده: مامانش