سلام
بالاخره بعد از ١٨ روز وقفه امروز تونستم بیام یه سر به وبت بزنم
امیدوارم عید بهتون خوش گذشت باشه به ما هم خوش گذشت
خوب بود امسال اولین عیدی بود که برام مهمون از بی یو می اومد اولش فک می کردم خیلی کارم سخته هم بچه داری هم مهمون داری اما خداروشکر خیلی خوب بود و زن عموم و عموم و دخترشون ساغر خیلی کمکم بودن و اصلا نمی ذاشتن دست به کاری بزنم از شانس بد من ریحانه خانم هم اصلا بغلشون نمی رفت و همش پیش من بود بیچاره ساغر تا دست بهش می زد خانم کوچولو جیغ می کشیدی و با حرفایی که فقط خودت می تونی بگی ساغرو دعوا میکردی
که دیگه بغلت نکنه
ریحانی حسابی بلا شده بودی طوری که عموم روز آخر برام از خدا صبر خواست
که چی می کشی از دستش از بس که شیطونی
ریحانه ی 9 دندونی تا پایان سال 90 الان 15 دندونی شدی و پشت سرهم دندونای آسیاب فک بالا از سمت راست و چپت در اومد مبارکت باشه
( یه روز گلاب به روتون اسهال داشتی و من تازه پی بردم که به این میگن اسهال
آخه من فک می کردم باید از پوشکت بزنه بیرون و شلوارتو کثیف کنی اما وقتی تو یه روز 4 بار پوشکتو عوض کردم و بازم گلاب به روتون پی پیت یه کمی آبکی بود گفتم حتما اسهال داری و به خاطر دندوناته که پشت سر هم در اومده)
دیروز 90/01/18 داشتم کمد دیواری پشتی رو مرتب می کردم کریرتو در آورده بودم که بعد از جمع و جور کردن بذارم سر جاش که با اعتراض شما مواجه شدم و منم مطیع دیگه نذاشتم سر جاش البته چون می دونم یه دو _ سه روزی که بازی کنی ازش خسته می شی دوباره میذارم سر جاش
حالا کارت شده گذاشتن عروسکات توشو لالایی کردن و بعد از اونم خودتم می خوای بری بشینی هرچی می گم نه دخترم شما جات نمیشه یا اگه خودت میری عروسکاتو نذار اصلا حرفم رو گوش نمیدی

اینم ریحانه درون کریرت

اینم ریحانه ی 89/12/26

تا یادم نرفته بگم حسابی واسه خودت شیرین زبون شدی و هر چی میگیم رو تقلید می کنی و میگی حتما تو پستای بعدی برات می گم
سخنی با دوستای خوب وبلاگیم : دوستای عزیزم هر چند که 18 روز از بهار
گذشته اما دوست دارم یه باره دیگه سال جدید رو بهتون تبریک بگم امیدوارم
که هرچی از خدا می خواید تو این سال جدید نصیبتون کنه و سالی پراز شادی و سلامتی رو واسه تک تکتون آرزو می کنم

پ.ن 1: ممنونم از دوستای وفادارم که بازم تو این مدتی که نبودیم با کامنتاشون از ما یادی کردن و جویای احوالمون بودید حتما میآم پیشتون و دوباره میشم همراه همیشگی تون
پ.ن 2 : کامنت های پست قبل امشب تایید می کنم
*******************************************************
بعدا نوشت : امشب فقط وقت کردم ٣٠ تا از کامنت هارو تایید کنم ایشالا فردا بقیه شونو تایید میکنم
برچسب:
نویسنده: مامانش