خرید بک لینک

سلام

٩١/٠١/٠٦ به اتفاق مهمونامون رفتیم تله کابین متصدی اونجا از دوستای بابایی بود و با کارت مهمان سوار شدیم ( بهای بلیط واسه هر نفر رفت و برگشت 6000 سال 90 بود ) خیلی خوب بود من قبل از سوار شدن خیلی خودمو ترسونده بودم و اونقدر ها هم ترسناک نبود ( ماه عسلمون که رفته بودیم شمال توی لاهیجان بابایی گفت بیا سوار شیم اما من می ترسیدمو نرفتم چه حیف بابایی خیلی دوست داشت سوار شه اما ... هی می گفت از تو جنگل رد میشه قشنگه اما من از ارتفاع ...)

هوا اون بالا خیلی سرد بود در مسیر برگشت گروه ارکستر هم بود که همین که ما نشستیم تو سالن خواننده شروع به خوندن آهنگ های ترکی کرد بعد از اونم رفتیم موزه ی قاجار خیلی جای دیدنی ایی بود من که خیلی لذت بردمو از سبک زندگی شون خیلی خوشم اومده بود

فردای اون روز ٩١/٠١/٠٧ قرار بود بریم دهکده ی توریستی کندوان اما ظهرش درست نیم ساعت قبل از حرکت مون دوست بابایی زنگ زد و خبر فوت پدرشو داد و بابایی باید مراسمشو می رفت بنابراین رفتیم موزه ی آذربایجان این موزه رو قبلا من رفته بودم هنرهای تجسمی هم بهش اضافه کرده بودن که خیلی زیبا بود خیلی خیلی لذت بردم اما اون روز نا آروم بودی و نتونستم تو اون موزه ازت عکسی بگیرم

حالا بریم سراغ عکسا تو ادامه ی مطلب


EXniniweblog.comEX

ریحانه ی خندان درون تله کابین

ریحان عسلی

اینجا همون بالایی که می گفتم بعد از اتمام گروه ارکستر رفتیم کافی شاپی که اون بالا بود با فلش قرمز رنگ نشون دادم که شهر زیر پامون بود و کوه ها همچنان پوشیده از برف

ریحان عسلی و ساغر

حیاط موزه ست تازه از خواب بیدار شده بودی

ریحان عسلی

قبل از خروج از موزه یه دفتر واسه انتقادات و پیشنهادات گذاشته بودن
خط اول من نوشتم خط بعدی سارا زن عموم منم بهش گفتم بنویس یاشاسین بوشهر یاشاسین تبریز یاشاسین دوم رو نوشت پاشاسین
ساغرم که نفر قبلی نوشته بود تراکتور سرور استقلال غیرتی شداز خود راضی نظرشو اینجوری نوشت:

سلام من ساغر 9 ساله از بوشهر استقلال سرور تراکتور استقلال 20 تراکتور 0 خیال باطل

نظراتمون

پ.ن : در مورد تاریخ نظرمونم بگم که نفر قبلی تاریخ شو گذاشته بود ٩١/٠١/٠٨ من گفتم آخه امروز 8 نیست اما خودمم فک می کردم 7 تاریخمونو نوشتیم ٩١/٠١/٠٧ الان که بر می گردم می بینم که ما هم اشتباه نوشته بودیم نیشخند


برچسب: نویسنده: مامانش تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 18:18

صفحه بندی