خرید بک لینک

سلام

روز 13 فروردین با بابایی قرار گذاشتیم که بعد از 7 روز مهمون داری به خودمون استراحت بدیم و تا ظهر خونه بمونیم و بعد از ظهر بریم بیرون

اون روز رو زودتر از همیشه بیدار شدی چقدر من خسته بودم اما چاره ایی نبود وقتی شما از خواب بیدار میشی خوابیدن دیگه قدغنه و آرزوی محال

این چند روز که همش بیرون می رفتیم و ماشالا تو لباس کثیف کردن همتا نداشتی یه عالمه لباس واسه شستن داشتم بیچاره لباسشویی wasmachine02.gif

تا ظهر مشغول بازی کردن و بهتره بگم کار خرابی و شیطونی کردن niniweblog.comبودی هر کاری کردم که زود بخوابی نشد و نخوابیدی دیگه مجبور شدم ناهار درست کنم

فک می کردم بعد از ناهار خوردنمون خسته می شی و می خوابی اما ماشالا هزار ماشالا بازم انرژی داشتی ( اونم از نوع انرژی هسته ایی ) niniweblog.com درست ساعت 5 بود که خوابیدی و ساعت 7بیدار شدی

زودی آماده شدیم و رفتیم ایشیل باغچه ( باغچه ی سبز ) اگه دوست اری ادامه شو بدونی بدو بیا

.

.

.

.

.

ادامه ی مطلب

EXniniweblog.comEX

چه روز فراموش نشدنی ایی شد برامون چون نیم ساعت نگذشته بود که موسیقی


سنتی آذری هم شروع شد و جالب تر اینکه سر هر تختی می اومدن و آهنگ در خواستی هم برامون می خوندن

بابایی از من پرسید دوست داری چی برامون بخونه منم گفتم سکینه دای گزی نای نا و وقتی نوبت به ما رسید و ازمون پرسیدن که چی دوست دارید براتون بخونیم بابایی گفت داغلار گزم ریحان ریحان
تا بابایی گفت گفتم آخی من چرا اصلا هواسم به این آهنگ نبود آفرین به بابایی


خلاصه از وقتی جلومون این آهنگو اجرا کردن همه شروع کردن به دست زدن و شادی کردن و همه فهمیدن که ما دخترمون اسمش ریحانست ... شما هم که هی واسه خودت شیطونی و دلبری میکردی یا به قولی لاو می ترکوندی قوربونت برم من


من پارسال هم که 3 ماهه بودی 13 بدرو جایی به خاطر اینکه اذیت نشی نرفتم و با خاله سودی که پیشم بود 13 رو تو خونه بدر کردیم اون روزم خیلی بهم خوش گذشت یادش بخیر کلاه قرمزی 90 هم که خودش بمب خنده بود با خاله سودی هم برنامه ی زنده شو نگاه کردیم هم بعد از تموم شدن حرفای کلاه قرمزی رو یاد آوری می کردیم و بازم می خندیدیم

خاله سودی کجایی که یادش بخیییییییییییییییر

دخترم این لاینرو برات انتخاب کردم جون خیلی گربه رو دوست داری و هر جا گربه ببینی اشاره می کنی و میگی پیسی ( همون پیشی خودمون )

ریحانه بدو ورود به باغچه

ریحان عسلی

ریحانه متعجب از دیدن قلیان

ریحان عسلی

ریحانه محو تماشای اجرای گروه

ریحان عسلی

هرچی صدات می کردم ریحانه تا نگام کنی اصلا گوش نمی کردی

ریحان عسلی

اینجا هم به زور پاستیل این جوری نگه ات داشتم تا تونستم یه عکس درست و حسابی ازت بگیرم

ریحان عسلی

پ.ن : از اونجایی که داشتم موقع خوندن داغلار گزی ریحان ریحان فیلم میگرفتم دیگه نشد که ازت عکس بگیرم و از عکسای تخت های کناری استفاده کردم

برچسب: نویسنده: مامانش تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1391 ساعت: 20:14

صفحه بندی