![]()
سلام
دخترم از دیشب یکمی حالت خوب نبود آب ریزش بینی داشتی تا صبح ناله می کردی ، ظهر که بابایی اومد بردیمت دکتر، تشخیص دکتر حساسیت فصلی بود ( وای چقدر گریه کردی
تا دکتر معاینه ات کرد ) خداروشکر اما این آب ریزش بینی ات بد جور کلافت کرده و تا عطسه میکنی ...
عصری هم یکمی بدنت داغ شده بود اما فقط یکی دو ساعت ادامه داشت و بعد قطع شد

امروز واسه اولین بار ناخن هاتو لاک زدم
اونم تو خواب وقتی بیدار شدی متوجه نشدی و بعدش که دیدی یکمی تعجب کردی ، آخر شبی خیلی بهونه می گرفتی منم لاک
رو دادم دستت و ادای اینکه می خوام برات لاک بزنمو در آوردم اما در کمال ناباوری دیدم که چیزی نگفتی و دوست داشتی اگه می دونستم موقع بیداری ات لاک می زدم چه مشقتی کشیدم تا تونستم همه ی ناخن های دست و پاتو لاک بزنم 
هوا همچنان سرد شده و بخاری ها هم هر دو خاموش هستن هر کاری میکنم روشن نمیشن الان که دارم این مطلبو برات می نویسم ساعت 01:11 هستش و پاهام یخ زده
و جیگر مامان در خواب نازه
اینم عکس دخملی با لاک دستش که به زور اتل متل تونستم ازت یه عکس درست و حسابی بگیرم

پ.ن 1: پیشاپیش روز زن و مادر رو به همه ی دوستای خوبم به خصوص به مادر عزیزم تبریک میگم 
پ.ن 2 : دیروز 91/02/20عمه ی ریحانه جان رسما با تولد نوه شون مادربزرگ شدن همین جا یه باره دیگه تبریک میگم ، ایشالا که خدا براتون نگه داره 
برچسب:
نویسنده: مامانش