خرید بک لینک

٨٩/٠٩/٢٣ روزی بود که مثل همه ی نوزادای دیگه باید عزیزم میبردیمت پیش متخصص اطفال واسه تست زردی و بعد از گرفتن خون معلوم میشد که زردی داری یا نه وقتی بردیمت آزمایشگاه من از اطاق خونگیری اومدم بیرون اصلا دلشو نداشتم اما تو دلم یه غوغایی بود به محض اینکه صدای گریت اومد زود اومدم توی اطاق به اون خانومه 021_nurse.gif که ازت خون میگرفت گفتم داری چیکار میکنی یواشتر اون خانومه هم گفت شما از این به بعد کارتون همینه اعصابم خورد شدو اومدم بیرون وتو راهرو گریم گرفت اصلا دلم نمی خواست صدای گریتو بشنوم الان که 5 ماهه ایی هنوز صدای اون گریه ات تو گوشمه و به یاد دارم

خلاصه جواب آزمایشو گرفتیم و بردیم دادیم به دکتر زردیت 11.4 بود بعداز 4 روزه دیگه دوباره باید می آوردیم که چک بشی دوباره خونگیریو.....

این بار زردیت 15.5 بود بالاتر شده بود و دکتر گفت باید بره زیر دستگاه فتوتراپی وای چه لحظه بدی بود وقتی بابایی اومد این خبرو داد که طفلی بچم باید بدون لباس و با چشم بند میرفت زیر دستگاه

بار اول که گذاشتمت زیر دستگاه همچین دست و پا میزدی اصلا دوست نداشتی و من هم که این صحنه رو دیدم زدم زیر گریه و خیلی ناراحت شدم شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز مامانم منو دلداری داد که همه ی نوزادا اینجورین یکی کمو یکی زیاد داره

اینم عکسای ریحانه زیر دستگاه

EXniniweblog.comEX

زیر دستگاه داشتم بهت آب قند مدادم

در حال خوردن آب قند

زیر دستگاه خوابیده بودی

حالت خواب ریحانه زیر دستگاه

برچسب: نویسنده: مامانش تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1390 ساعت: 13:31

صفحه بندی