ستایش و جشن تکلیف
-
تاریخ: 1390/8/23 ساعت: 21:40
سلام به همه ی دوستای خوبم عیدتون مبارک این پست رو تقدیم میکنم به خاله ستایش که امسال 9 ساله شده و امروز 23/آبان/90 براشون جشن تکلیف گرفتن نُه ساله ميشوم من بــوي بـهـار دارد چادر نماز مادر در دستهاي او هست يك جا نماز ديگر ماه قشنگ امشب مهمـان خانة ماست يك آسمان ستاره در انتظار فرداست من ميكنم دوب...
ریحانه و قند
-
تاریخ: 1390/8/23 ساعت: 19:31
سلام مامانی از وقتی اومدیم اینجا ( بی یو ) خیلی بیشتر به قند توجه داری و تا قندون رو میبینی زود خودتو بهش میرسونی خیلی وقت بود که میخواستم یه پست بذارم اما وقت نمیشد تا امروز ظهر تا دیدم میری به طرف قندون زودی دوربینو روشن کردمو ازت عکس گرفتم تا گفته هام فقط گفتنی نباشه ! این عکسا فقط نشون دهنده ی ع...
عید غدیر خم مبارک
-
تاریخ: 1390/8/23 ساعت: 17:02
علي در عرش بالا بي نظير است علي بر عالم و آدم امير است به عشق نام مولايم نوشتم چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟ نام علي : عدالت — راه علي : سعادت — عشق علي : شهادت – ذكر علي : عبادت — عيد علي : مبارك بعدا نوشت : اینم ریحان عسلیی که داره واسه دوست دارانش دست میزنه
ریحانه و 11 ماهگی
-
تاریخ: 1390/8/21 ساعت: 16:33
از همان روزي که پاي تو به اين دنيا رسيدغصه هايم يک به يک از قلب و جانم پر کشيدروز ميلاد تو دنيا يک صدا خنديده بوداسمان در مقدمت باران گل باريده بوددر ستاره بارانِ ميلادتميان احساس منتا حضور توحُبابي است از جنس هيچاز دستان منتا لمس نگاه توآسماني است به بلنداي عشقجشن ميلادت را به پرواز مي رومدراين خان...
ریحانه و انار
-
تاریخ: 1390/8/21 ساعت: 1:46
سلام ریحانی علاقه زیادی به انار داری آخه تقصیری هم نداری گلم وقتی تو دل مامانی بودی من خیلی انار میخوردم خیلی هم علاقه داشتم انار یکی از میوه های مورد علاقه منه الانم میوه ی مورد علاقه جفتمون شده به به مخصوصا وقتی ملس باشه آی لاو یو .... امروز که الان شده دیروز پدر جونی داشت انار میخورد کهمثه جت خود...
ریحانه و باغچه حیاطمون
-
تاریخ: 1390/8/20 ساعت: 2:41
سلام ریحانی عزیزم امروز داشتم تو فایلای لب تاب خاله سودی می گشتم که دیدم یه فایل عکسای گلچین شده داره باز که کردم عکسای شمارو تو حیاط خونمون وقتی مادر جونی و ستایش تابستون اومده بودن پیشمون دیدم یادش بخیر چقدر بامادر جونی خوش گذشت با هم دیگه کندوان رفتیم و بردمت آتلیه و... من یادم رفته بود که عکسارو...
ریحانه و چرخ خیاطی
-
تاریخ: 1390/8/19 ساعت: 22:13
سلام به همه ی دوستای خوب وبلاگیم و ریحان عسلی شیرین تر از عسلم امروز مادر جونی داشت واسه خاله ستاره که چند تا کاره خیاطی داشت واسش انجام میداد اما مگه گذاشتی مادر جونی کاره نیم ساعته رو 2.5 ساعته انجام داد بیچاره کمرش درد گرفت هی میخواستی دست به چراغ چرخ بزنی منم تمام نخ های رنگی رو میذاشتم جلوت یکم...
ریحانه و پسر خاله اش سامی
-
تاریخ: 1390/8/18 ساعت: 13:58
سلام وای این روزا چقدر خوش میگذره هرچی بگم کم گفتم از وقتی سامی بلا اومده که دیگه حسابی از خنده روده بر میشیم از بس کاراش خنده داره مخصوصا وقتی یکی در میون فارسی رو انگلیسی صحبت میکنه دلم میخواد قورتش بدم بعدازظهری داشتی کارتون پلنگ صورتی نگاه میکردی تو یه قسمتش برف اومده بود گفتی خاله ببین (snow) ب...
ریحانه و عقد کنون ...
-
تاریخ: 1391/10/17 ساعت: 14:48
سلام عزیزم وای دیشب چه شبی بود یه شب خاطره انگیز اینجا تو ماشین بودیم قبل از اینکه وارد سالن بشه خاله سودی کنار مامانی نشسته بود ریحانی رو ببینید چطور نگاه میکنه عزیزم اولین عروسی که میبینی گلم مادر جونی و نوههای عزیزش ریحانی بعد از اتمام مراسم هوا خیلی سرد بود دایی علی و ریحان عسلی و خاله ستایش خوا...
ریحانه و محل کار پدر جونی
-
تاریخ: 1390/8/15 ساعت: 22:44
سلام مامانی امروز صبح می خواستیم بریم بازار واسه خرید که قرار شد قبل از اون یه سر بریم دفتر پدر جونی شما هم که از ساعت 7 بیدار شده بودی و وقتی ما میلخواستیم حرکت کنیم خوابت گرفتو خوابیده به پدر جونی سر زدیم کلی اونجا شیطونی کردی اینجا تازه از خواب بیدار شده بودی بعدا نوشت : امروز تو دفتر پدر جونی هش...
ریحانه و سامی
-
تاریخ: 1390/8/14 ساعت: 19:36
سلام عزیز مامان ریحانی فردا قراره یه مهمون عزیز برامون بیآد اونم کسی نیست جزء خاله ستاره و سامی وقتی پدر جونی ریحانه رو ببوسه معلونم نیست چه عکس العملی نشون میدی دلم برات یه ذره شده خاله جونم عید که اومدی پیشمون خیلی ریحانی رو دوست داشتی اون موقع ریحانی 3 ماهش بود یه خاطره از عیدم بگم که من ریحانی ر...
ریحانه و کالسکه
-
تاریخ: 1390/8/13 ساعت: 19:17
سلام مامان الان که دارم این پست رو برات مینویسم عزیزمخوابیدی و همه رفتن باغ و تنها خونه هستم از صبح که بیدار شدم گردنم بد جور درد میکنه مثه اون سه روزی که اثرات بی حسی سزارین به سر و گردنم زد طوریکه نمیتونستم سرمو بالا بگیرم شما هم که خیلی شیطون شدی مخصوصا وقتی ستایش رو میبینی شیطونی هات خیلیگل میکن...
ریحانه و مهمونی سارا جونی
-
تاریخ: 1390/8/13 ساعت: 0:07
سلام عزیز مامان عزیزم امشب خونه مامان سارا بودیم مامان سارا زحمت کشیدن و به در خواست من لازانیتا بقول سارا درست کردن چقدر هم خوشمزه شده بود مامانش دستتون درد نکنه چقدر سارا تو بلایی چقدر من خندیدم مخصوصا وقتی مامانت داشت سبزی خوردن پاک می کرد و شما هی اذیت میکردی و نمی ذاشتی مامانت به کارش برسه وقتی...
ریحانه و قرار وبلاگی
-
تاریخ: 1390/8/11 ساعت: 21:55
سلام عزیزم امزور یه قرار وبلاگی با مامان ثنا و ثمین و سارا داشتیم چه قراره خوبی بود به من که خیلی چسبید امروز هوا یکم سرد بود البته واسه شما بچه ها من شانسی برات کلاه برداشتم جورابم مجبور شدیم از پای سارا در بیآریم و پای شما بکنیم سارا مثه همیشه شیطون و دوست داشتنی ثنا و ثمین هم یکی از یکی خانم تر ی...
ریحانه و شستن ماشین
-
تاریخ: 1390/8/10 ساعت: 15:12
سلام عزیزه مامان الان که دارم مطلب این پست و برات مینویسم از دایی علی تحویلت گرفتم دایی میخواست ماشینش رو بشوره شما هم پشت سرش گریه کردی دایی هم مجبور شد تورو بغل کنه و بذارتت توی کالسکه که پیشش باشی شما هم که شیطون تا فرمون ماشین رو دیدی دستتو بالا بردی که از کالسکه برت داره و بذارتت توی ماشین بعدا...
ریحانه در آغاز راه رفتن
-
تاریخ: 1390/8/22 ساعت: 17:29
سلام مامانی یادش بخیر انگاری همین دیروز بود که خدا یکی از فرشته های قشنگ شو گذاشت تو بغلمو و دنیای منو بابایی رو رنگی تر کرد چه حس زیباییه مادر شدن خدا نصیبه هرکی که بچه میخواد کنه آمین الان یه ماهی میشه که بدون کمک خودت به تنهایی می ایستی و یه دو هفته ایی میشه که وقتی با چهار دست و پا خودتو به من م...
ریحانه و لوز
-
تاریخ: 1390/8/10 ساعت: 13:53
سلام مامامانی امروز میخوام در مورد عکسی برات بنویسم که کلی سوژه شد دیروز که داشتم فایل عکسای ٩ ماهگیتو نگاه میکردم یهو چشم به این عکس افتاد و گفتم تا یادم نرفته حتما یه پست ازش بذارم خاله ستاره هم که پیش دستی کردن و با کمک شیطنت دایی علی در مورد این عکس یه پست توی وبلاگ سامی (http://sami1386.niniweb...
ریحانه و گاز گرفتن
-
تاریخ: 1390/8/8 ساعت: 10:39
سلام ریحانی من نمیدونم باید چیکار کنم که دیگه وقتی نخوام دست به چیزی که نباید بزنی که میزنی و وقتی ازت بگیرم عکس العملت گاز گرفتن نباشه پریشب خاله سودی نشسته بود و داشت با لب تاب کار می کرد هی میرفتی سر وقتش و دست میزدی نمیذاشتی خاله به کارش برسه بیچاره دستشو گرفت که به کیبورد دست نزنی دستشو گاز گرف...
ریحانه و ماهی
-
تاریخ: 1390/8/8 ساعت: 8:56
سلام مامانی و یه سلام گرم مخصوص مامانای دوست داشتنی نی نی وبلاگیم ریحانی تو این پست میخوام از خوردن ماهی برات بگم که چقدر دوست داری اولین بار که می خواستم بهت ماهی بدم فکر میکردم که دوست نداشته باشی و نخوری اما وقتی گذاشتم دهنت پس نزدی و بازم میخواستی میدونم که یه چند وقت که بگذره چون توی تبریز کمتر...
ریحانه و اسمش به ژاپنی
-
تاریخ: 1390/8/6 ساعت: 21:43
ریحانه اسمش به ژاپنی میشه shi ka ki ri ka to ku و من (مامانی) ari ki rin ka حالا اگه شما هم دوست دارید بدونید که اسمتون به ژاپنی چی میشه به ادامه مطلب برید دوست داشتید به ما هم بگید EXniniweblog.comEX اسم شما به ژاپني چه ميشود؟ A-ka B-tu C-mi D-te E-ku F-lu G-ji H-ri I-ki J-zu K-me L-ta M-rin N-to ...